عشق خيالي
ذهن را درگیرا عشقی خیالی کرد و رفت
جمله های واضح دل را سوالی کرد و رفت
چون رمیدنهای آهو ناز کردن های او
دشت چشمان مرا حالی به حالی کرد و رفت
ابر هم در بارشش قصد فداکاری نداشت
عقده در دل داشت روی خاک خالی کرد و رفت
آرزویم با تو بودن بود کوشیدم ولی
واقعیت را به من تقدیر حالـــــــــــی کرد و رفت

نظرات شما عزیزان: